777 پریمیوم: با معرفی اولین مدل برقی از سوی کمپانی فراری، موجی از واکنشهای منفی در دنیا شکل گرفت و بسیاری از فعالان صنعت خودرو، فراری لوچه (Luce) را یک محصول ناامیدکننده خطاب کردند و آن را یک اشتباه بزرگ از سوی کمپانی مشهور مارانللو دانستهاند.این همه جنجال پیرامون اولین فراری برقی، برای چیست؟ یک طراح پاسخ میدهد
اما آیا واقعا نخستین فراری برقی تاریخ تا این حد خودرو فاجعهباری است؟ آیا طراحان و سازندگان این کمپانی نامدار و نخبهگرا هم نتوانستهاند چنین انتقادهایی را پیشبینی کنند؟
یکی از رسانههای حوزه خودرو در چین، به دنبال پاسخی برای این سوالات بوده و به همین دلیل سراغ یکی از طراحان باسابقه خودرو رفته که کارنامه پرباری داشته و طبیعتا صلاحیت اظهار نظر در این مورد خاص را دارد.
در این مطلب، الکسی سِمِنوف، طراح سابق نیو(Nio) و گریتوال (GWM)، توضیح داده که مشکل طراحی فراری لوچه دقیقاً چیست؟ و چرا برخی این خودرو را یک فرصت از دسترفته برای فراری عنوان کردهاند؟

نقدی بر ترکیب برق و فراری
الکسی سمِنوف یک طراح خودرو مستقر در مونیخ است که سابقهای گسترده در کار با برندهایی مانند سوبارو، فیات، فیسکر، نیو و گریتوال داشته و در طراحی خودروهایی مانند فیات 500 برقی، نسل دوم نیو ES، کانسپت تانک 700، فیسکر رونین و فیسکر پییر مشارکت داشته است. سمِنوف اکنون شرکت مشاوره طراحی خودش با نامA3 Agentur را اداره میکند که در حوزه طراحی خودرو، رینگ چرخ و محصولات دیگر فعالیت دارد.

سایت چایناکارنیوز از الکسی سمِنوف درباره طراحی متناقض خودروی برقی فراری لوچه پرسیده و او نیز پاسخ خود را در قالب یک بیانیه حرفهای نوشته و توضیح داده که دقیقاً چه چیزی در طراحی این خودرو ایراد دارد. این بیانیه دقیقا منتشر شده است.
مورد عجیب طراحی در فراری
فراری لوچه را میتوان یک مورد مطالعاتی جالب درباره تفاوتهای بنیادی میان طراحی صنعتی و طراحی خاص خودرویی تلقی کرد؛ دو حوزهای که با وجود ارتباط نزدیک، تحت اصول و محدودیتهای بسیار متفاوتی عمل میکنند. اگر این خودرو را صرفاً بهعنوان یک محصول طراحیشده نگاه کنیم و فعلاً نام فراری را کنار بگذاریم، مدل لوچه، تنشهایی را نشان میدهد که هنگام برخورد این دو جهان با یکدیگر بهوجود میآیند.

از نظر تناسبات بیرونی، خودرو کوچک، باریک و نسبتا بلند به نظر میرسد، ترکیبی دشوار برای زیباییشناسی خودرو که مدیریت حجمها را گاهی بحرانی نشان میدهد. متأسفانه، پرداخت حجمی خودرو بهطور کامل این تنشهای تناسبی را حل نمیکند. در خودرو نوعی فشردگی بصری وجود دارد که زبان طراحی نتوانسته بر آن غلبه کند.
چرخها؛ بحثبرانگیزترین بخش طراحی
شاید گیجکنندهترین تصمیم، طراحی رینگها و چرخها باشد. برای خودرویی با چرخهای ۲۳ اینچی در جلو و ۲۴ اینچی در عقب (که از نظر فنی انتخابی بسیار جسورانه است)، نتیجه بصری کاملاً معکوس شده است. رینگهای آیرودینامیک با دایره دو رنگ، انگار یک فرصت مهم از دسترفته هستند. بهجای اینکه خودرو را محکمتر و کشیدهتر نشان دهند، با این رینگها نسبت به حجم بدنه کوچکتر از حد واقعی دیده میشوند. این یکی از چالشهای آشنا در طراحی خودرو است: وزن بصری چرخها باید متناسب با جرم ادراکی بدنه تنظیم شود، نه صرفاً با ابعاد فیزیکی آنها. دایرههای رنگی استفادهشده روی این رینگها، قطر ادراکی آنها را عملاً کاهش میدهد و باعث میشود چرخها شبیه رینگهایی در اندازه ۱۴ تا ۱۵ اینچ به نظر برسند.

بخش عقب خودرو؛ حجمی دشوار و ناتمام
بخش جلو، موفقترین قسمت نمای بیرونی است و تا حدی اعتمادبهنفس و هدفمندی را منتقل میکند و ترکیببندی (کمپوزیسیون) کلی را سرِ پا نگه میدارد. اما این اعتمادبهنفس در بخش عقب ادامه پیدا نمیکند. عقب خودرو پهن، مرتفع اما فشرده دیده میشود و به خاطر حجم بصری دشوار در گذار از خط سقف، نتوانسته آن را به شکلی ظریف و زیبا به پایان برساند.
بازطراحی گرافیک چراغهای عقب کلاسیک فراری با چهار دایره، هرچند با نیت ارجاع به میراث برند انجام شده، اما به شکل قانعکنندهای با زبان طراحی جدید ادغام نمیشود. در واقع توده عقب خودرو، بیشتر حالت قطعشده به نظر میرسد تا «حلوفصلشده»، در نتیجه ترکیب نهایی و حس پایانبندی رضایتبخشی ندارد.
در سطح کلیتر، پرداخت سطوح بیرونی خودرو محافظهکارانه و سنجیده، اما در کل محتاطانه است. رویکرد طراحی محصولی که در توسعه لوچه به کار رفته، واقعاً پتانسیل بالایی برای بیان جنب و جوش خودرویی دارد و حتی میتوان گفت نمونههایی مانند مدل تستاروسا (مدل مشهور فراری که در آن تفکر صنعتی و هیجان خودرویی بهطرزی استادانه با هم ترکیب شدند) میتوانستند منبع الهام بسیار غنیای باشند، اما از این ظرفیت در اینجا عملاً بهرهبرداری نشده است. در وضعیت فعلی، این خودرو نه کاملاً این است و نه کاملاً آن.

طراحی داخلی منطقی و جاه طلبی طراحی بیرونی
فضای داخلی فراری لوچه داستانی کاملاً متفاوت دارد. کابین، نمونهای مطمئن و منسجم از بهکارگیری اصول طراحی محصول در فضای خودرویی است؛ سرشار از جزئیات مکانیکی سنجیده، کیفیت لمسی بالا و یک فلسفه طراحی روشن که بهصورت یکدست در سراسر آن حفظ شده است. این کابین با دقت آشکاری اجرا شده و کاملاً میتواند در یک EV شهری کلاس پریمیوم از یک برند نوظهور قرار بگیرد. اما بهعنوان کابین یک فراری در این سطح قیمت، این طراحی یک ابهام ناراحتکننده درباره هویت برند ایجاد میکند؛ پرسشی که خود طراحی به آن پاسخ نمیدهد.
و دقیقاً همینجا تنش اصلی لوچه شکل میگیرد. منطق طراحی داخلی و زبان طراحی بیرونی، همسطح یکدیگر جاهطلب نیستند. بخش داخلی نشان میدهد وقتی رویکرد طراحی محصول با تعهد کامل دنبال شود چه نتیجه قابل توجهی میتواند داشته باشد؛ در حالی که در بخش بیرونی، این تعهد به همان اندازه اعمال نشده است. برای خودرویی در این سطح قیمت، و مهمتر از همه با این نام بزرگ، نادیده گرفتن این ناهماهنگی دشوار است.

نکاتی درباره فراری برقی و جنجالهایش
فراری برقی از همان ابتدا بحثبرانگیز شد، چون فراری برای خیلیها فقط یک خودرو نیست؛ ترکیبی از صدای موتور، شخصیت مکانیکی، هیجان خام و میراث مسابقهای و قهرمانی است. به همین دلیل، ورود فراری به دنیای برقی امواجی از انتقاد و جنجال ایجاد کرده است:
- مسئله صدا و هویت فراری
بخش بزرگی از هویت فراری از صدای V8 و V12 میآید. منتقدان میگویند اگر این عنصر حذف شود، خودرو ممکن است از نظر احساسی بخشی از DNA فراری را از دست بدهد.
- نگرانی از «لوکس بودنِ بیروح»
برخی معتقدند که خودروهای برقی، هرچند سریع و پیشرفتهاند، اما ممکن است آن درام مکانیکی را نداشته باشند که از یک فراری انتظار میرود. همین موضوع باعث شده هر طراحی یا رونمایی جدید فراری برقی با دقت و حساسیت زیاد بررسی شود.
- فشار برای حفظ انحصار و اصالت
فراری همیشه روی انحصاریبودن و خاص بودن تأکید داشته. ورود به عصر EV این نگرانی را بهوجود آورده که آیا فراری میتواند همان حس ویژه را با معماری برقی هم حفظ کند یا نه؟

- حاشیههای طراحی
در مورد مدلهایی مثل فراری لوچه، بحث فقط برقیبودن نیست؛ بلکه این است که آیا طراحی آن بهاندازه کافی «فراریوار» هست یا نه. دقیقاً همینجاست که جنجالهایی مثل همین نقد سمِنوف شکل میگیرد.
- فرصتی برای بازتعریف فراری
از طرف دیگر، طرفداران معتقدند فراری برقی میتواند یک مرحله تازه و جسورانه باشد. اگر طراحی، عملکرد و تجربه رانندگی درست اجرا شوند، شاید فراری بتواند بدون تکیه بر صدای موتور هم یک اسطوره جدید بسازد.